السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

29

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

از وى دربارهء دو تن سؤال شد كه يكى از آن دو پنج قرص نان و ديگرى سه قرص نان داشت ، مهمانى بر آنها وارد شد و هشت تكه نان را خوردند و در عوض به آنان هشت درهم پرداخت كرد . على ( ع ) دربارهء تقسيم هشت درهم بين آن دو چنين داورى كرد كه يك درهم به كسى كه سه قرص نان داشته است بايد پرداخت . نان در واقع 24 تكه مىشده كه 9 تكهء آن متعلق به كسى بوده كه سه گرده نان داشته كه هشت تاى آن را خود و يكى را ميهمان خورده است و 15 تكهء باقىمانده به آن ديگرى تعلق داشته كه داراى 5 قرص نان بوده و هشت تاى آن را خود و هفت تاى ديگر را ميهمان تناول كرده است . حال آنكه اگر ماهرترين افراد در مسائل حساب توانسته بودند اين مسئله را پس از تأمل بسيار و ديدن صورت‌مسئله درست حل كنند ، براى آنان افتخارى به شمار مىآمد . زنى را نزد عمر حاضر كردند كه كودك خود را در شش ماهگى به دنيا آورده بود . عمر دستور داد تا آن زن را سنگسار كنند . امام على ( ع ) به وى گفت : من با استفاده از قرآن اين حكم تو را اشتباه مىدانم . چرا كه خداوند فرموده است : « حمل جنين و از شير گرفتن او سى ماه است » . « 4 » و از سوى ديگر مىفرمايد : « مادران فرزندان خود را دو سال تمام شير مىدهند » . « 5 » بنابراين اگر مدت شير دادن طفل دو سال تمام و مدت باردارى و از شير گرفتن نوزاد سى ماه باشد ، برابر اين آيه زمان باردارى 6 ماه خواهد بود . او بدين‌ترتيب اين حكم را ثابت كرد به‌گونه‌اى كه صحابه و تابعين و علما تا اين زمان ، مطابق آن عمل مىكنند . همچنين زن ديوانه‌اى را به جرم زنا ، نزد عمر بردند . عمر دستور داد تا آن زن را تازيانه بزنند . امام على ( ع ) فرمود : پيامبر تكليف را از ديوانه ، تا زمانى كه بهبود نيافته ، ساقط كرده است . آن‌گاه عمر گفت : خداوند بر تو گشايش كند ! نزديك بود با زدن تازيانه به اين زن خود را در معرض هلاك قرار دهم . همچنين زن باردارى را به جرم زنا پيش عمر حاضر كردند . عمر به سنگسار كردن زن فرمان داد . على ( ع ) به او فرمود : تو براى سنگسار كردن اين زن دليل دارى ، اما براى رجم جنينى كه اين زن در شكم دارد چه حجتى دارى ؟ او را واگذار تا بزايد و براى فرزندش كفيلى بيابد و آن‌گاه بر او حد جارى كن . عمر گفت : با مشكلى روبه‌رو نشدم مگر آنكه ابو الحسن على ( ع ) براى حل آن در كنار آن مشكل بود . ابو الاسود دئلى نزد آن حضرت آمد و ايشان را از اشتباهى كه در قرائت قرآن پيش آمد مطلع كرد . آن حضرت براى حل اين مشكل اصول علم نحو را در همان كلمات معروف بيان كرد و به او گفت : « بر اين نحو كه مىگويم بنويس » آن‌گاه ابو الاسود خود نيز مطالبى بر آنها افزود و بدين‌وسيله زبان عربى به خاطر تدوين علم نحو توسط على ( ع ) از دستبرد حوادث

--> ( 4 ) . سورهء احقاف آيه 15 . - م . ( 5 ) . سورهء بقره آيه 233 . - م .